محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
80
تحفه خانى ( فارسى )
عضو است و تغير آن در جانب شدت و سرعت حرارتست و تغير او در جانب بطوء دليل برودت آن عضو است و اين در صورت جريان بر افعال طبيعت است زيرا كه سرعت حركت عضو مر نفس را دلالت بر حرارت نمىكند بلكه بر خلاق است دلالت مىكند و ثامن استدلال از ما يدفع من البدنست مثل براز و بول زيرا كه هركدام ازينها را كه از آنچه صبغ غالبست دلالت برحسب شدت و ضعف بر كيفيتى را كيفيات مىكند زيرا كه شدت رايحه و صفرت در بول و براز بر حرارت مىكند و عدم حمرت و يا صفرت و وجود بياض دلالت بر برودت مىكند و تاسع دلايل ماخوذه از اعراض نفسانيست و از امراض نفسانى هركدام بشدت و زيادتست دلالت بر حرارت مىكند و هرچه بنقصان فرورفته است دلالت بر اخلاق آن مىكند مثل تهور كه بشدت است و چنين كه فرورفته و در كمال سستى است و ثبات اين كيفيات دلالت بر يبوست مىكند و سرعت زوال اينها دلالت بر رطوبت مىكند و عاشر خواب و احتلام است و او را نيز استدلال بر احوال بدن مدخل است زيرا كه ديدن آب بسيار و يخ علامت غلبه بلغم است بر بدن و اين دلالت بر برودت و رطوبت مزاج مىكند و كه آن صفرا و بلغم است و اين دلالت بر حرارت مزاج مىكند و در جانب سرخى دلالت بر رطوبت نيز مىكند و در جانب زردى دلالت بر يبوست نيز مىكند و استدلالات مذكوره علامات امزجه اصليه بود و اما علامات امزجه عرضيه كه خارج از اعتدال و جارى بر مجراى صحت و طبيعت نيست اشتغال بدن و متاذى شدن او بسرعت از آنچه موجب حرارتست و عطش و تلخى دهن و ضعف نبض و سرعت آن و انتفاع و تشفى بردأت يافتن و متضرر از حرارت شدن و از ماكل و مشارب حارّه ضرر بليغ يافتن است خصوصا بر فصل تابستان كه دلالت بر حرارت مزاج مىكند و برودت لمس و تهيج اطراف مثل رو و دست و پا و متاذّى شدن